آل سعود و وهابیتِ تکفیری بر بزرگترین مخازن‌ نفتی جهان تسلط دارد!
119 بازدید
تاریخ ارائه : 11/26/2014 11:33:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

به بهانه برگزاری کنگره بین المللی خطر جریان های افراطی و تکفیری بر جهان از دیدگاه علمای اسلام در قم
--------------------------------------------------------------------------------------------------
آل سعود و وهابیتِ تکفیری بر بزرگ ترین مخازن‌ نفتی جهان تسلط دارد!

گفت و گو با حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی

اشاره:
این روزها مردم جهان از طریق رسانه ها و سائر وسائل ارتباطی با حوادث و رخدادهای سوریه و عراق و لبنان و ... آشنا هستند. جریان های تکفیری - تروریستی با اسم «داعش» و با عنوان اسلام و شعارهای مقدس «لا اله الاّ الله» و «محمدٌ رسول الله» و ادعای مبارزه با شیعیان و اندیشه های بدعت آمیز و خرافی! مانند احترام به بزرگان و صاحبان قبور و توسل و شفاعت و ... جان و مال و ناموس شیعیان و حتی اهل سنت را به غارت می برند و به بچه ها و دختران و زنان بی دفاع هم رحم نمی کنند!؟. حرم های بزرگان و علما و صحابه پیامبر(ص) و معصومین(ع) را مورد هتک حرمت قرار داده و با خاک یکسان می کنند و حتی نبش قبر می کنند!؟ با کشته شدگان مانند حیوان رفتار می کنند!؟ ادعای دولت اسلامی! دارند. ولی در حقیقت با اهداف استکباری و صهیونیستی تاسیس شده اند و در خدمت منافع آمریکا و صهیونیست ها می باشند گرچه برای انحراف افکار عمومی، شعار مبارزه با آمریکا و غرب را سر می دهند؟!. مردم جهان از ملل گوناگون باید بدانند که این گروه های تکفیری بوئی از دین اسلام و قرآن و مبانی اسلام ناب محمدی(ص) نبرده اند!. اسلام عزیز دینِ خون ریزی و کشتار نیست. منطقِ اسلام گفت و گو و احتجاج و بحث و مناظره هست. روش و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت و جانشینان واقعی او بر همین شکل بوده است. تکفیری ها با ابتدائی ترین اصول و دستورات اسلامی آشنائی ندارند و در صورت آگاهی بر خلاف آن عمل می کنند. به اندک بهانه ای مخالفان را می کشند و یا به صلیب می کشند!؟ و در برابر چشم مردم کوچه و خیابان و حتی بچه ها و زنان شکنجه و اذیت و آزار می دهند!؟. آیا این رفتارهای جنون آمیز همان تعالیم اسلام و سنت نبوی(ص) هست؟!.

با هدف بررسی دقیق تر این موضوع و ریشه یابی جریانِ وهابیت تکفیری و علل و عوامل پیدایش و گسترش آن به ویژه رژیم وهابی آل سعود که با تکیه بر ثروت نفت، عامل و باعث پیدایش و ادامه فعالیت این گروهک ها می باشد و به بهانه برگزاری کنگره جهانی خطر جریان های افراطی و تکفیری در قم با حجت ‌الاسلام عباس جعفری فراهانی، از طلاب حوزه و کارشناس وهابیت، گفت‌ وگویی را ترتیب دادیم که از حضور شما خوانندگان محترم می‌گذرد:

• به نظر شما خصوصیات و ویژگی‌های فرقه وهابیت تکفیری در زمان حاضر چیست؟
البته وهّابیت در زمان حاضر، دیگر آن وهّابیت خشن در دهه‌هاى نخستین قرن بیستم میلادی نیست که در راه استقرار حاکمیت خود، با کمک اربابان قدرتمند خود مانند انگلستان هرگونه صداى مخالف مانند آل‌رشید در کویت که مورد حمایت عثمانیان بود و شرفاى مکّه را سرکوب نمود، بلکه وهّابیت کنونى به حاکمیتى به ظاهر مهربان با مردم و متمایل به دسترسى به آخرین پیشرفت‌هاى علمى و صنعتى جهان و مظاهر نوین تمدن و رفاه تبدیل شده است.

• با اوصافی که فرمودید به نظر می‌رسد وهابیت سعودی باید منابع مالی قابل توجهی در اختیار داشته باشد؟
کاملاً درست است، البته این منابع همه از قدرت نفت و ثروت فراوان کشور عربستان است که به اعتراف کشورهاى صنعتى دنیا، آل سعود و وهابیت بر بیش‌ترین و بزرگ‌ترین مخازن نفتی جهان تسلط دارد.

• بیش‌ترین تجمع وهابی‌ها در عربستان سعودی است و به نظر می‌رسد سرنوشت مردم و کشور عربستان به نوعی با این فرقه گمراه و منحرف گره‌ خورده باشد. شما این مطلب را تأیید می‌کنید؟
امروزه، همان‌طور که فرمودید منافع بخش عمده‌اى از مردم عربستان با خاندان سعودى گره خورده است. از این رو حفظ آل‌سعود و تسلّط آنان بر امور کشور و شئون مملکتى با هر قیمت، در درجه اول اهمیت قرار گرفته است. جمعیت خاندان آل‌سعود که بیش از چهار هزار نفر مى ‌باشند عمده مشاغل و پست‌هاى کلیدى را در سراسر کشور وسیع و پهناور عربستان در دست دارند. از طرف دیگر در مرکزیت وهابی‌ها عربستان، پادشاه یا همان مَلِک، حاکم مطلق است و هیچ کس حق عزل او را ندارد و تاکنون که بیش از هفتاد سال از تأسیس حکومت آل‌سعود مى‌گذرد، هیچ گونه قانونی که در برابر اراده پادشاه قرار داشته باشد، وضع نشده است.

• مذهب رسمی کشور عربستان چه مذهبی است؟
مذهب رسمى کشور عربستان، سنّى حنبلى است که بر اساس تعالیم محمدبن‌ عبدالوهّاب اداره مى‌شود و فقط یک اقلیّتى پانزده درصدی در منطقه شرقى، قطیف، احساء، دمّام و ظهران شیعه مى‌باشند و خاندان محمدبن ‌عبدالوهاب که به «آل ‌الشیخ» معروف شده‌اند، پست‌هاى مهم فتوا، ارشاد، تبلیغات، آموزش مذهبِ وهّابیت و مانند آن را در دست دارند.

• محمدبن‌عبدالوهاب چگونه توانست ریشه‌های حکومت وهابی‌ها را در عربستان شکل دهد؟
قبل از آنکه به سؤال شما پاسخ دهم لازم است، اشاره کوتاهی به زندگی محمدبن‌ عبدالوهّاب داشته باشم. محمدبن‌ عبدالوهّاب نجدى تمیمى در سال ۱۱۱۵ هـجری در عُیینه (یکى از مناطق نجد در جزیرة العرب) به دنیا آمد. او مدت‌ها زیر نظر پدر، برادر و استادان خود علوم حدیث، تفسیر قرآن و تاریخ را فرا گرفت تا این‌که پدرش در سال ۱۱۵۳ هـجری از دنیا رفت. او مسافرت‌هاى متعددى انجام داد و سرانجام در سال ۱۱۶۰ هجری رهسپار «درعیّه» شد و با محمدبن ‌سعود، حاکم منطقه آشنا و آراء و پندارهاى خود مبنى بر دعوت به توحید خالص و سلفى‌گرى را مطرح و او را مجذوب خود کرد و پیمان محکمى با هم امضا نمودند.

• متن پیمان‌نامه در اختیار ما قرار دارد؟
بله، براساس این پیمان تقسیم کارى صورت گرفت، یعنى سمت سازمان‌دهى و رهبرى نیروها و نصب والى و حاکم براى مناطق به عهده محمدبن ‌سعود و سِمَت فتوا دادن، قضاوت و نصب قاضى براى مناطق و اجراى حدود، تعزیرات و جمع و نظارت بر توزیع بیت‌المال بر عهده محمدبن‌ عبدالوهّاب گذاشته شد. در سایه این پیمان و اتحاد بین محمدبن‌ عبدالوهّاب به عنوان امام الدین (العقیدة) و محمدبن‌سعود به عنوان امام السیف (الجیش) با هدف گسترش توحید و مبارزه با بدعت‌ها، حمله به مردم روستاها و شهرها آغاز شد و قریب شصت ‌سال این وحدت و همکارى ادامه پیدا کرد.

• در طول این شصت‌سال محمدبن‌عبدالوهاب چه برنامه‌هایی را دنبال می‌کرد؟ به زمان مرگ عبدالوهاب هم اشاره بفرمایید.
در طول این مدت، محمدبن‌ عبدالوهّاب با تمسّک به ظواهر بعضى از آیات و احادیث، تمامى مخالفان خود را کافر و مشرک خطاب مى‌کرد و فتواى قتل آنان و مصادره اموالشان را صادر مى‌نمود. او پس از تألیف کتاب‌هاى متعدد و تربیت شاگردان و طرف‌داران زیادى در سال ۱۲۰۶هـ. درگذشت و در درعیه به خاک سپرده شد.

• آیا مبانی فکری عبدالوهاب و توجیهات او برای کافر قلمداد نمودن مخالفان خود همین توجیهاتی است که وهابی‌ها برای مرتد نمودن دیگران به کار می‌بندند؟
در این‌جا، به عمده‌ترین مبانی فکری ابن عبدالوهاب اشاره می‌کنم تا همان‌طور که شما هم فرمودید معلوم شود دستاویز وهابی‌ها برای مشرک خواندن دیگران همان مبانی فکری ابن عبدالوهاب است. یکی از این موارد بحث توحید است که محمدبن عبدالوهاب معتقد است معناى «لااله الاالله» برائت جستن از هر معبودى غیر از الله و اخلاص کامل به خداى یگانه است و هرکسى که به غیر خداوند متوسل شود مشرک مى‌باشد، چون از غیر خدا طلب کمک و یارى کرده است. در بحث «شفاعت» هم می‌گوید درخواست شفاعت از پیامبر و اولیاى الهى جائز نیست و بدعت است. یا در بحث «قبور» معتقد است ساختن بنا روى قبر و نذر و نیاز و مانند آن شرک و بدعت است. در باب «جنگ و جهاد» هم می‌گوید هرکسى که دعوت به توحید خالص را نپذیرد و با آن مخالفت کند، مال او حلال و خونش هدر است، جنگ‌هاى حکّام آل ‌سعود و وهّابیان در حمله به مکّه، مدینه، عراق، یمن و سوریه بر این اساس بوده است. البته علما و دانشمندان شیعه پاسخ‌هاى مناسبى به ادعاهاى وهّابیان داده‌اند.

• آیا در حال حاضر نقاطی از عربستان هم هستند که از برنامه‌های مذهبی آل‌سعود تبعیت نکرده باشند. منظورم این است که آیا وهابی‌ها بر تمام نقاط عربستان سیطره دارند؟
پس از آغاز و استمرار دعوت وهّابیان و استقرار حاکمیت آل‌سعود، بیشتر سرزمین‌هاى مردم مسلمان جزیرة العرب مانند شهرهاى مکه، مدینه، طائف، دمام، نجران، بریده، الکبار، هفوف، جدّه، تبوک، ریاض، قطیف، الأحساء و مناطق دیگر به تصرف و اشغال حاکمان سعودى در آمد و به اجبار آیین وهّابیان رسمیت یافت، ولى تعدادى از مسلمانان مناطق شرقى مانند قطیف، احساء، عسیر و نجران که قبلاً شیعه اثنا‌عشرى بودند، تسلیم نشدند و هنوز هم مراسم دینى و مذهبى را طبق اعتقاد خود عمل مى‌کنند.

• وهابی‌ها، از چه شیوه‌هایی برای گسترش شعائر مذهبی خود استفاده می‌کنند؟
وهابی‌ها نسبت به آیین‌ها و شعایر مذهبى سخت‌گیرى زیادى دارند و با تعمیر و ساختن قبور پیامبران، زیارت قبور اموات، توسل به اولیاى الهى، نذر براى مردگان، طلب شفاعت و بزرگداشت آنها به طور جدّى برخورد مى‌کنند. تمامى کتاب‌ها، مجلات و سخنرانی خطیبان در مساجد، به ویژه مسجدالحرام و مسجدالنبى(ص) که چاپ و منتشر مى‌شود، درباره مباحث توحید و شرک، بدعت و نهى مردم در استفاده از دعا و توسّل و شفاعت مى‌باشد.

• به نظر می‌رسد اوج گسترش شعائر مذهبی وهابیت در موسم فریضه حج انجام می‌گیرید؟
کاملاً درست است. به دلیل اهمیتى که مسأله حج در بین مسلمانان جهان دارد و همه ساله میلیون‌ها زن و مرد مسلمانِ عاشق حضور در مراسم عبادى ـ سیاسى حج و زیارت قبر مقدّس پیامبرگرامى و صحابه ایشان و بازدید از مکان‌های تاریخى عازم عربستان مى‌شوند، حاکمان سعودى وزارت خانه مستقلى به نام«حج» تشکیل داده‌اند که وظیفه اساسى و مهم آن رسیدگى به مسائل حج و حجّاج مى‌باشد. تمامى علما و دانشمندان وهّابى، باید آمادگى کامل در جهت برگزارى مراسم را داشته باشند و احکام و سؤالات شرعى حاجیان را طبق مذهب وهّابیت پاسخ گویند. البته اداره حرمین شریفین یعنی مکّه و مدینه از وظایف عمده وزارت حج و شؤونات اسلامى است. این وزارت خانه به طور منظّم کتاب‌ها و مجلاتى براى معرفى مکان‌هاى تاریخى و اعمال مذهبى مسلمانان طبق مذهب وهّابیت چاپ، منتشر و توزیع مى‌کند.

• غیر از اداره حرمین شریفین چه نهادهای دیگری زیر نظر وزارت خانه حج قرار دارد؟
مؤسسات و نهادهاى متعددى مانند مجلس شوراى الدعوة و الارشاد، المجلس الأعلى و الشؤون الإسلامیة، ریاسة شؤون الحرم المکّى والحرم المدنى، دور الحج فى نشرة الدعوة، هیئة الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر و چندین مجموعه دیگر از مجموعه‌هایی هستند که زیر نظر وزارت حج فعالیت مى‌کنند و هر کدام به سهم خود با برپایى جلسات، سخنرانى‌ها در داخل و خارج، تألیف کتاب و چاپ نشریات و توزیع و اهداى آنان به ویژه در ایام حج یعنی ماه‌هاى ذى القعدة و ذى الحجة، به وظایف خود عمل مى‌کنند.

• قطعاً وهابی‌ها در عربستان برای نهادینه کردن مبانی فکری خود مراکز علمی متعددی را تأسیس کرده‌اند. آیا از دانشگاه‌ها و مراکز علمی آنها آمار دقیقی در دست داریم؟

بله، آمار به خوبی نشانگر گستره فعالیت‌های علمی وهابی‌ها است که برخی از این مراکز علمی و فرهنگی را برای خوانندگان ارائه خواهم داد. یکی از این مراکز علمی«جامعة امّ ‌القرى» است که در مکه واقع شده است. این دانشگاه در سال ۱۳۶۹ هـجری ابتدا به صورت دانشکده الشریعة تأسیس و در سال ۱۴۰۱ هـجری با موافقت مجلس الوزراء به دانشگاه ام‌القرى تغییر نام داد. هدف از تأسیس این دانشگاه، آموزش زبان عربى و گسترش فرهنگ اسلامى براى برادران و خواهران مى‌باشد و در شهرهاى جدّه و طائف نیز شعبه دارد.
دانشکده‌هاى کلیة الشریعة، مرکز البحوث العلمى، احیاء التراث الاسلامى، مرکز البحوث النفسیة والتربویة و چندین مرکز دیگر از مجموعه‌هایی هستند که زیر نظر این دانشگاه فعالیت مى‌کنند. این دانشگاه تاکنون کتاب‌ها و مجلات متعددى را چاپ و منتشر کرده است. یکی دیگر از این مراکز علمی الجامعة الاسلامیة است که در مدینه منوّره فعالیت می‌کند. این دانشگاه هم در سال ۱۳۸۰ هـ.ق براى خدمت به جهان اسلام و کمک به آموزش و تربیت علماو مبلّغان مذهبى در شهر مدینه تأسیس شد که تاکنون فعالیت‌هاى مهمى در زمینه چاپ و نشر کتاب و مجله انجام داده است.
از دیگر دانشگاه‌ها می‌توان از دانشگاه الإمام محمدبن‌ سعود الاسلامیة نام برد که در سال ۱۳۹۴ هـ.ق با هدف خدمت به جهان اسلام در زمینه بحث‌هاى اسلامى و گسترش و تبلیغ آن در کشورهاى گوناگون تأسیس شد که دانشکده‌هاى مهم کلیه اللغه العربیه، کلیه اصول الدین، کلیه العلوم الاجتماعیه، المعهد العالى للقضاء و مرکز البحوث وابسته به آن هستند که کتاب‌ها و مجلات گوناگونى در زمینه اهداف خود چاپ و توزیع نموده‌اند. دانشگاه الملک سعود از دیگر دانشگاه‌های این کشور است که از سال ۱۳۹۸ هـ.ق در زمینه مباحث تربیتى، اقتصادى، ادبى، ادارى، بیمارستانى و سایر علوم فنى مانند زراعت و هندسه تأسیس شد و آثار و تألیفات گوناگونى به زبان‌هاى عربى و انگیسى منتشر نموده است.
دانشگاه جامعة الملک‌ عبدالعزیز هم از سال ۱۴۰۵ هـ.ق تأسیس و در زمینه مباحث اقتصادى و ادارى و آداب و علوم انسانى و زمین شناسى، هندسه و مانند آن فعالیت مى‌کند. از مهم‌ترین مراکز علمى این دانشگاه «مرکز أبحاث الاقتصاد الإسلامى» مى‌باشد که تاکنون ۲۰۷ کتاب و ۲۰ نشریه مهم منتشر نموده و با سازمان کنفرانس اسلامى نیز همکارى دارد.

در پایان اگر ممکن است، در باره جریان تروریستی و تکفیری «داعش» و چگونگی شکل گیری آن، اهداف و نقشه های آنها توضیح بدهید؟

با سقوط رژیم صدام و حضور نیروهای آمریکایی در عراق،‌ شاخه­ های متفاوتی از القاعدة در عراق سازمان دهی شدند که برجسته ­ترین آن‌ها "جماعة انصار الاسلام"بود که پیش از آن به نام الاصلاح شناخته می­شد و کسانی مانند ابو مصعب الزرقاویو برخی دیگر از عناصر القاعده را که از افغانستان به عراق رفته بودند در خود جای داده بود. این شاخه تروریستی القاعده توسط «ملّا فاتح کریکار» در دسامبر 2001 م. در شمال عراق(کردستان) و با همکاری و مشورت مقامات القاعده تأسیس شد. برخی از کارشناسان، این جماعت را نماینده القاعده در عراق می­ دانستند، اما در واقع دیدگاه این جماعت با تفکرات سران القاعده تفاوت بسیاری داشت؛‌ چرا که این جماعت در پی جدایی اقلیم کردستان از کشور عراق و استقلال این منطقه بود، ولي القاعده با افکاری جهادی سعی در ایجاد خلافت اسلامی در کشورهای مسلمان داشت.

«کریکار» و برخی دیگر از عناصر این جماعت که در افغانستان بودند، پس از بازگشت به عراق و در اثر هرج و مرجی که با شروع جنگ آمریکا و عراق حاصل شد، از دوستان دیگرشان، مانند: ابومصعب زرقاوی که در افغانستان به دنبال مخفی‌گاهی امن بودند دعوت کردند که به کردستان عراق بروند و در آن‌جا به فعالیت­ های خود ادامه دهند و در نتیجه ابو مصعب الزرقاوی در سال 2001 میلادی وارد عراق شد.

زرقاوی در نتیجه اختلاف نظری که با سران جماعت انصار الاسلام داشت و با روحیه رهبری که در خود می­ دید، گروهی دیگر را متشکل از حامیان خویش تشکیل داد و نام "جماعة التوحید و الجهاد" را بر آن گذاشت که به شاخه اصلی القاعده در عراق مبدل شد و با اعلام بیعت با بن­ لادن در سال 2004 با نام "قاعدة الجهاد فی بلاد الرافدین" مشهور شد.

ابو مصعب زرقاوی یا همان «احمد فضیل نزال الخلایلة»، در شهر زرقاء اردن به دنیا آمد، که در آن‌جا برخی از عشایر عرب و مهاجران فلسطینی را در بر داشت و مبلغان تفکر سلفی در آنجا مشغول به فعالیت بودند. البانی، عالم بزرگ سلفی، نیز پس از هجرت به اردن در این شهر ساکن شد و علاوه بر زرقاوی، تروریست­ های معروفی، مانند: ابو محمد مقدسی که هم ­اکنون در زندان­­ های دولت اردن به­ سر می­ برد از آن دیار برخاستند.

زرقاوی تحت تعالیم مبلغان سلفی شهر خود قرار گرفت و سپس با سفر به پاکستان، از آن‌جا راهی افغانستان شد و با یکی از برجسته­ ترین شیوخ سلفی، یعنی "ابو محمد المقدسی" آشنا شد و در انتشار مجله عربی "البنیان المرصوص" او را یاری کرد. این دو، پس از بازگشت به اردن و تأسیس جماعتی افراط­ گرا و سلفی بازداشت و راهی زندان شدند، اما در سال 1999 مشمول عفو عمومی پادشاه اردن قرار گرفتند. پس از آزادی از زندان ، مقدسی در اردن ماند و زرقاوی به همراه عده­ای دیگر دوباره راهی افغانستان شدند. وی در افغانستان جماعتی مستقل را تأسیس کرد و با القاعده به همکاری پرداخت و سپس به با عده ­ای از جماعت هوادارش راهی عراق شد و سازمان «التوحید و الجهاد» را تأسیس کرد و به فعالیت­ های تروریستی در عراق پرداخت.

دیدگاه گروه­ های تروریستی سلفی موجود در عراق، دفاع از اهل­ سنت ابتدا در مقابل آمریکا بود، که در مبارزات شهر فلوجه نمود یافت و از آن‌جا که اکثریت در عراق با شیعیان این کشور بود، سلفی­ هایی که موجودیتشان در گرو ترور و خون ریزی بود دفاع از اهل سنت در مقابل روافض (شیعیان) را شعار فعالیت­ های تروریستی خویش کردند و به کشتار شهروندان عراقی پرداختند؛ در این دوره دیگر سازمان توحید و جهاد زرقاوی به "قاعدة الجهاد فی بلاد الرافدین" تغییر نام داده بود و رسماً شاخه القاعده در عراق بود.

در ژانویه سال 2006 م. سازمان «القاعدة فی بلاد الرافدین» به سرکردگی زرقاوی با گروه ­های به ­اصطلاح جهادی و سلفی کوچک‌تر ادغام شد تا مجلس شورای مجاهدین را تشکیل دهد. پس از آن زرقاوی رهبر القاعده عراق باقی ماند، اما ابو عمر البغدادی ریاست مجلس شورای مجاهدین را بر عهده گرفت.

در اکتبر 2006 م. بود که با مرگ زرقاوی و احساس خلأ رهبری و سازمانی سلفی قوی، سازمان "دولت اسلامی در عراق" اعلان وجود کرد و رهبر این سازمان نیز کسی نبود جز ابوعمر البغدادی که پیش از این ریاست مجلس شورای مجاهدین را برعهده داشت.

دولت اسلامی عراق با نام مخخف "داعش" در واقع از این پس نمایندگی القاعده را در عراق به عهده داشت، چرا که بيشتر عناصر اصلی آن حتی وزیر جنگش، ابو ایوب مصری معروف به ابو حمزة المهاجر، یکی از اعضای مهم القاعده در افغانستان بود که با وجود تابعیت مصری­اش، وزارت جنگ سازمان دولت اسلامی در عراق را بر عهده داشت.

دو سال پس از تشکیل سازمان تروریستی، گروه ­هایی مسلح در عراق با نام "مجالس الصحوات" تأسیس شدند که متشکل از عشایر عراقی بودند و به مبارزه با این سازمان پرداختند و آن را مجبور به عقب نشینی کردند،‌ ولي اما با گذشت یک سال از این ماجرا و تضعیف مجالس الصحوات، سازمان دولت اسلامی عراق بار دیگر تقویت شد و به فعالیت روز­افزون خود پرداخت.

این سازمان شهرهای بغداد، الانبار، دیاله، صالح الدین، نینوا و کرکوک را هدف نفوذ خود قرار داد و در سال 2006 استان الانبار را پایتخت خود اعلام کرد.

ابو عبدالله الجبوری،‌ سخن گوی رسمی این سازمان در مورد سهم این سازمان از سرزمین عراق گفته است: «بعد از پیروزی کردها و قدرت گرفتن­ شان در شمال عراق، که پس از آن مالکیت مرکز و جنوب عراق را برای روافض معترف شدند و همه این‌ها با پشتیبانی یهودی­ ها در شمال (اسرائیل) و صفوی­ ها در جنوب (ایران) صورت گرفت، اهل­ سنت مانند ایتامی شدند که بر سر سفره لئیم­ ها ایستاده ­اند و بهره­ ای ندارند».

وی سپس بر ضرورت قیام اهل­ سنت تأکید کرده و گفته است: « پس بر تمام آزادگان و شرفای اهل­ سنت از علما و مجاهدان و نخبگان لازم است که برای برادران و فرزندان و نوامیس خود کاری کنند. به ­ویژه در سایه نمایش مسخره­ ای به نام دولت نوری المالکی که برخی خیانت­ کاران از اهل­ سنت نیز در آن مشارکت کرده ­اند و حقوق مردم را سلب کرده ­اند».

این سخنرانی جبوری در سال 2006 م. نتوانست اقبال گسترده­ ای را از جانب اهل­ سنت عراق متوجه این سازمان کند، اما در سال­های 2013 تا 2014 م. و در اثر بی­ توجهی به اهل­ سنت در عراق، و پاک‌سازی نشدن ارتش عراق از عناصر حزب بعث، داعش توانست از فضای به دست آمده برای ایجاد اختلاف مذهبی در عراق استفاده کند، تا جایی که همین سخنان جبوری از حلقوم خطيبان نماز جمعه در شهرهای اهل­ سنت در استان الانبار درآمد و اهل­ سنت را در این استان به برپایی تحصن ­ها و تجمع­ هایی در ميدان‌هاي اصلی شهرها دعوت کرد.

این تجمعات با شعار احقاق حقوق اهل­ سنت عراق و دفاع از آنان، به پایگاهی برای جذب نیرو و اعمال نفوذ بیشتر داعش در این استان مبدل گشت، تا جایی که اداره این استان از دست مسئولان دولتی، و نیروهای امنیتی در این شهرها خارج شد و عملاً به دست داعش افتاد و باعث شد که دولت عراق در اقدامی نظامی هجوم وسیعی را به­ وسیله ارتش به استان الانبار صورت دهد و نبرد میان دولت عراق و داعش تاکنون نیز در این کشور ادامه دارد.

ابو عمر البغدادی مؤسس و رهبر این سازمان در آوریل 2010 م. و در جریان نبرد با نیروهای نظامی عراقی و آمریکایی کشته شد و "ابوبکر البغدادی" جانشین وی شد.

پس از بالا گرفتن بحران در سوریه و تشکیل جبهة النصرة در سوریه به دست عناصر القاعده، ابوبکر البغدادی در تاریخ 9 آوریل 2013 م. با انتشار پیامی صوتی اعلام کرد که این سازمان با شاخه­ ای از جبهة النصرة در سوریه متحد شده و دولت اسلامی عراق و شام را تأسیس کرده است و از این پس فعالیت خود را در سوریه برای مبارزه با نظام بشار اسد آغاز خواهد کرد.

پیش­ روی داعش در سوریه و گرفتن زمین­ ها و غنائم و کشتار شهروندان سوری به دست این سازمان ادامه یافت تا این‌که اختلافاتی میان این سازمان و سایر معارضان مسلح موجود در سوریه، از جمله: جبهة النصرة بروز کرد. اختلافاتی بر سر غنایم، طرز تفکر و شیوه عملکرد در میدان نبرد، که باعث شد این سازمان در سوریه رو در روی ایمن الظواهری،‌ رهبر القاعده، قرار گیرد و از جانب همه گروه­ های مسلح تروریستی فعال در سوریه متهم شود.

داعش هم­ اکنون نیز بر همین منوال در سوریه و عراق در حال فعالیت است و هر از چندگاهی نیز خبرهایی درباره نفوذ داعش در کشورهای دیگری مانند لبنان، عربستان، فلسطین، اندونزی و... به گوش می­ رسد!؟.

 مهم این است که علمای جهان اسلام از مذاهب مختلف شیعه و سنی با جریان تروریستی و تکفیری داعش به مخالفت برخیزند و با محکوم کردن اعمال و رفتار وحشیانه و غیر انسانی آنها جریانی را بر علیه آنها به وجود آورند و با آگاهی دادن به نیروهای فریب خورده و ملحق شده طرفدار داعش و با حمایت از دولت عراق و سوریه و نیروهای مردمی، آخرین مقاومت مذبوحانه تکفیری ها را در هم بشکنند و آنها را به زباله دان تاریخ بفرستند. کنگره بین المللی خطر جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام که با ابتکار برخی از مراجع هوشیار شیعه در قم برگزار می شود، می تواند هشدار و بیدار باشی فراگیر در این زمینه باشد که امیدواریم به نتائج مثبت و وسیعی دست پیدا کند، ان شاء الله.